شاهنشاهی گئومات مغ
کَمبوجیه یا کامبوزیا (کامبیز)، پسر بزرگ کورش بود و هنگامیکه به پادشاهی نشست دستور داد برادرش، بَردیا، را که فرمان روای نواحی شرقی ایران بود بکشند و سپس خود به سوی مصر لشکر کشید. وی پس از شکستها و تحمّل تلفات بسیار توانست دولت فرعونهای مصر را که بیش از سه هزار سال حکومت کرده بودند براندازد و وارد مصر شود. در راه بازگشت هنگامی که شنید شخصی به نام بَردیه قیام کرده و خود را پادشاه ایران خواندهاست به خود زخمی زد که موجب مرگش شد.
نشستن بر تخت شاهی
با بهرهگیری از نبود کمبوجیه، گئومات ضمن آگاهی از راز کشتهشدن بردیا، با کمک شماری از زرتشتیان معتصب و برادرش که در از نگهبانان کاخهای شاهی بود، به پایتخت آمد و خود را که به بردیا شبیه بود، شاه ایران خواند. گئومات در کتیبهٔ بیستون توسط داریوش بزرگفرصتطلبی شمرده شده است که آرزوی بازپسگیری قدرت و واگذاری آن به خاندان ماد را در سر میپروراند. داریوش بزرگ مینویسد: «کسی پیدا نشد تا پادشاهی را از گئوماتای مُغ بازستاند تا آن که من آمدم.» مورخان یونانی نیز آوردهاند که گئومات از ترس شناخته شدن، با آشنایان خود قطع رابطه کرد.
حمایت از طبقات فرودست
او بر خلاف کورش و کمبوجیه نسبت به ادیان و دیگر مذاهب مدارا نداشت. همهٔ معابد و بتخانهها را جز آتشکدههای زرتشتی ویران ساخت. این معابد همه آراسته به سنگها و فلزات گرانبها و مهمترین کانونهای ثروت و تجمل بودند، اما گئومات به جای اشراف و بزرگان به طبقات پایینتر و کشاورزان روی آورد، و آنان را از پرداخت مالیات برای سه سال بخشید و برای گسترش کشاورزی و دامداری به اصلاحاتی سودمند دست زد. زمینهای بزرگ و گلّههای بی شمار و بردگان متعدّد را از اشراف و ثروتمندان گرفت و، در نظامی که گونهای آزادی و مساوات در آن رعایت میشد، همه را به کشاورزی و آبادانی گماشت.او در بدو جلوس به تخت تمام ملل را در مدت سه سال از دادن مالیات و سپاهیمعاف داشت فقط در ماه هشتم مردم دانستند که او پسر کوروش نیست.
کشته شدن گئومات مغ
خبر بر تخت نشستن گئومات مغ (بردیای دروغین)، در حالی به کمبوجیه رسید که در حال بازگشت از مصر بود. هرچند که کمبوجیه پیش از رسیدن به پایتخت درگذشت، ولی داریوش با همکاری شش سردار برجسته از ارتش کمبوجیه که نامشان: وینددفرنه، اوتن، گائوبرووه، ویدرنه،بغ بوخش، اردومنش بود بر ضد شاه دروغین قیام کردند و وی را مجازات کردند. سپس یکی از هفت تن سردار ایران که داریوش بزرگ بود، به مقام پادشاهی رسید. به گفته هرودوت سه سال نخست سلطنت وی برای سرکوب شورشیان و برقراری ایران یکپارچه صرف شد.هرودوت نوشته است که از کشته شدن گئوماته مغ همهٔ مردم آسیا جز پارسیان اندوهگین بودند و برای او میگریستند.
شاهنشاهی داریوش بزرگ
جامعهٔ ایرانی، در دوران کورش بزرگ به چنان قدرت مرکزی و ثروت و تجملی دست پیدا کرده بود که نیاز به نظامی که منافع همهٔ طبقات را در نظر بگیرد در آن به شدت احساس میشد. به همین روی، با کشته شدن گئوماته مغ، اشراف هفتگانهٔ پارس بر سر تعیین نوع حکومت و انواع قدرت و حدود اختیارات شاه به بحث نشستند. اوتن (Otanes)، که یکی از بزرگان بود پیشنهاد نظامی بر پایهٔ مردمسالاری را ارائه کرد که مورد اقبال قرار نگرفت. این پیشنهاد در حالی مطرح میشد که سالها بعد، سخن از حکومت مردمسالارانه در یونان پیش آمد.
تامین منافع عمومی در دوران داریوش
با نشستن داریوش بزرگ بر تخت شاهنشاهی ایران، وی با نُه یاغی دیگر که از پادشاهان محلی بودند رزمید و در دو سال همهشان را که اندیشههایی همانند با اندیشه های گئومات داشتند سرکوب کرد و سپس به وضع قوانینی دست زد که از جهاتی حافظ منافع عمومی بود.داریوش در کتیبه خود گوید: «گئومات معابد را ویران کرد و من از نو آنها را تعمیر کردم.»
منبع:ویکی پدیا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر