۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه

ملکه‌های ایران/فرح پهلوی

فرح پهلوی
Empress Farah.jpg

فرح پهلوی
زاده ۲۲ مهر ۱۳۱۷ خورشیدی برابر با ۱۴ اکتبر ۱۹۳۸ در تبریز است. وی در ۲۹ آذر ۱۳۳۸ با پادشاه ایران محمد رضا پهلوی ازدواج کرد و ملکه ایران شد. در چهارچوب مسولیت‌های وی به عنوان شهبانوی ایران، دفتر مخصوص شهبانو دارای چهار بخش آموزش و پرورش، بخش بهداشت و درمان، بخش رفاه اجتماعی و بخش فرهنگ و هنر بود. فرح پهلوی به ویژه به آموزش و بهداشت کودکان بی‌سرپرست و کودکان ایران توجه فراوانی داشت. بنیان جمعیت کمک به جذامیان و بهکده راجی از نمونه کارهای وی به شمار می‌روند. با ایجاد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ادبیات کودکان و هنر فیلم در ایران در فرهنگ ایرانیان دگرگونی ریشه‌ای به وجود آورد. موزه فرش ایران که در گیتی بی‌تا است وموزه هنرهای معاصر که بزرگترین موزه در نوع خود در خاور میانه است از ابتکارهای فرح پهلوی هستند. به سبب بازدیدهای داخلی به شهرهای ایران فرح پهلوی همواره به مردم گوشه و کنار کشور نزدیک بود و پشتیبان حق و آزادی زنان ایران شد. پس از تاجگذاری شهبانوی ایران نایب السلطنه شد.
فرح دیبا تنها فرزند فریده قطبی و سهراب دیبا بود. فریده قطبی مادر فرح دیبا اهل لاهیجان در گیلان بود و از تبار صوفی و دانشمند علوم دینی، قطب‌الدین شریف لاهیجی بود. پدربزرگ پدری وی سفیر ایران در روسیه و هلند بود. پدر فرح دیبا سهراب دیبا در دانشکده افسری سن پترزبورگ به تحصیل پرداخت. پس از انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ به فرانسه فرار کرد و در آنجا دیپلم متوسطه خود را گرفت و تحصیلات عالیه خود را در رشته حقوق آغاز کرد. سپس به مدرسه نظامی سن‏‌سیر

رفت و پس از به پایان رساندن تحصیلاتش به ایران بازگشت و در ارتش نوین رضا شاهاستخدام شد. پدر فرح دیبا در سال ۱۳۲۶ به سبب بیماری چنگال درگذشت.

پدر فرح نخست او را هنگامی که شش سال داشت در مدرسه ایتالیایی نام نویسی کرد. فرح دیبا در ده سالگی به مدرسه ژاندارک تهران رفت و پس از کوتاهی به عنوان کاپیتن تیم بسکتبال بر گزیده شد و سه بار تیم بسکتبال ژاندارک به سرپرستی فرح دیبا قهرمان تهران شد. در سال ۱۳۳۳ فرح دیبا قهرمان پرش ارتفاع و طول و دو و میدانی تهران شد. فرح دیبا در مدرسه ژاندارک به گروه پیشاهنگان پیوست و پس از چندی سرپرست گروه پیشاهنگی شد و در سال۱۳۳۵ برابر با۱۹۵۶ نخستین سفر خارج از کشور خود را با دیگر پیشاهنگان به کشور فرانسه کرد.

فرح دیبا سه سال آخر دبیرستان را در دبیرستان فرانسوی رازی گذراند و دیپلم خود را در سال ۱۳۳۶ از این دبیرستان گرفت.

فرح دیبا در امتحانات دیپلم دبیرستان شاگرد اول شد و از مدرسه معماری پذیرش گرفت. فرح دیبا کوشش کرد که از بورس تحصیلی استفاده کند ولی موفق به گرفتن آن نشد. "روزهای درازی را در وزارت آموزش و پرورش گذراندم. بدون این که کسی راه چاره ای به من نشان دهد. حتی خود وزیر که با ما آشنا بود کاری از پیش نبرد. کلاس های درس معماری در پاریس شروع شده بود و در نخستین روزهای پاییز به سوی پاریس پرواز کردم.

فرح دیبا در سال ۱۳۳۸ برای نخستین بار با پادشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی که برای دیدار رسمی و گفتگو با ژنرال دوگل به کشور فرانسه رفته بود در سفارت ایران در پاریس آشنا شد. سفیر ایران در فرانسه فرح دیبا و دیگر دانشجویانی که در پاریس درس می خواندند به سفارت دعوت کرده بود و شاه دانشجویان را به حضور می پذیرد و در آن روز فرح دیبا را می بیند. تعطیلات تابستانی که فرح دیبا به تهران بازگشت پس از چند دیدار با محمدرضا شاه پهلوی در منزل شهناز پهلوی در حصارک، به ازدواج منتهی شد.

نامزدی محمد رضا شاه پهلوی و فرح دیبا در ۳۰ آبان۱۳۳۸ بود. فرح پهلوی در کتاب خاطراتش از آن روز چنین می نویسد "در روز ۲۹ آذر ۱۳۳۸ در کاخ مرمر جشن عروسی بر پا شد. سفره عقد مفصلی چیده بودند. امام جمعه تهران سوره (خطبه) عقد را خواند و از من پرسید آیا حاضرم با پادشاه ازدواج کنم ؟ معمولا رسم بر آن است که عروس در پاسخ به این سوال قدری تامل کند و فقط پس از سه بار تکرار بله بگوید. اما این بار نیازی به تکرار نبود، چرا که من فورا و با چنان شعفی جواب مثبت دادم که موجب خنده حضار شد." در ساعت پنج پس از نیم روز فرح دیبا "بله " می گوید و با این ازدواج فرح پهلوی ملقب به ملکه ایران شد.

ده ماه پس از ازدواج فرح پهلوی ولیعهد ایران با نام «رضا پهلوی (دوم)» به دنیا آمد. ثمره این ازدواج سه فرزند دیگر بودند فرحناز پهلوی در ۲۲ اسفند ۱۳۴۲ در کاخ سعد آباد به دنیا آمد. علیرضا پهلوی که در ۸ اردیبهشت ۱۳۴۵ و لیلا پهلوی ۷ فروردین ۱۳۴۹ زاده شدند.

در کنار پرورش فرزندانش فرح پهلوی ریاست عالیه شماری از سازمان های پزشکی، فرهنگی، ورزشی، آموزشی و رفاه اجتماعی را بر عهده گرفت. دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی تا سال۱۳۵۷ دارای چهل کارمند و چهار بخش بود که عبارت بودند از: بخش آموزش و پرورش، بخش بهداشت و درمان، بخش رفاه اجتماعی و بخش فرهنگ و هنر .

در کنار مسئولیت های رسمی، فرح پهلوی در برنامه ریزی جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران شرکت داشت. در چهارچوب برنامه ریزی این جشن ها ۳۵۰۰ دبستان در سرتاسر کشور با اعانه های شخصی ساخته شد و برج شهیاد آریامهر در تهران بر پا شد. در مرحله های آغازین پروژه جشن های شاهنشاهی در ساختار بنیادی کشور سرمایه گزاری گسترده ای انجام گرفت که می توان ساختن راه ها، شبکه های ارتباطی از راه دور (تله کمونیکاسیون)، فرودگاه ها، پخش سراسری برنامه های تلویزیونی ، هتل ها و جهانگردی و توریسم را نام برد.



۱۳۸۹ بهمن ۲۲, جمعه

ملکه‌های ایران/ثریا اسفندیاری

ثریا اسفندیاری بختیاری (زاده ۱ تیر ۱۳۱۱ در اصفهان - درگذشته ۴ آبان ۱۳۸۰ در پاریس بر اثر سکته مغزی) دومین همسر محمدرضا شاه پهلوی و ملکه ایران بود.

ثریا دختر خلیل خان اسفندیاری بختیاری و اوا کارلدر اول تیرماه ۱۳۱۱ در روستای فارسان از توابع شهر اصفهان در یک خانواده سرشناس بختیاریمتولد شد. او یک برادر و خواهر کوچکتر به نامهای بیژن و لعـیا داشت. ثریا تا هشت ماهگی در ایرانبود و پس از آن خانواده‌اش او را با خود به برلینبردند.

وی کودکی را در برلین گذراند و در پاییز ۱۳۱۶ به اتفاق خانواده‌اش به ایران بازگشـت. در اصفهان وارد مدرسه آلمانی‌های مقیم اصفهان شد و زبان فارسی را نزد معلم خصوصی فرا گرفت. تا ۱۳۲۰در آن مدرسه به تحصیل پرداخت. ولی پس از اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوممدارس آلمانها تعطیل شـد. او در ۱۳۲۳ وارد مدرسه مُبلغ (میسیونر)های انگلیسی شد و تا پانزده سالگی در این مدرسه به تحصیلاتش ادامه داد تا اینکه در ۱۳۲۶ به همراه خانواده‌اش به سوئیس رفت. در آنجا زبان فرانسه آموخت و انگلیسی را نیز بعدها در مؤسسه‌ای درلندن تکمیل کرد.

انتخاب ثریا برای همسری محمدرضا شاه به وسیله خواهر بزرگ‌تر شاه شمس انجام گرفت. شمس در یک مجلس مهمانی در سفارت ایران در لندن که ثریا هم دعوت شده بود، در همان نظر اول او را پسندید و مسئله را با خلیل خان اسفندیاری در میان گذارد و ثریا با آمادگی قبلی برای روبرو شدن با شاه به تهران آمد.ثریا در خاطرات خود می‌نویسد که بزرگ‌ترین آرزوی او پیش از اینکه ملکهٔ ایران بشود، هنرپیشگی سینما بوده و پیش از اینکه برای اولین دیدار با شاه به کاخ سلطنتی برود با پدرش شرط کرده بود که اگر شاه او را نپسندید یا او از شاه خوشش نیامد، او را به هالیوود بفرستد.

ثریا اسفندیاری و محمدرضا شاه پهلوی

ولی شاه هم مثل خواهرش در اولین نظر او را پسندید و ثریا هم تمایل به این ازدواج پیدا کرد و مراسم نامزدی آنها روز ۶ دی ۱۳۲۹ در نظر گرفته شد. امیدواری آنها این بود که مراسم ازدواج به زودی برگزار شود، ولی ثریا ناگهان دچار بیماری حصبه شد و روز به روز هم بیماریش شدت یافت و همه را دچار نگرانی کرد. ناگزیر مراسم ازدواج به تعویق افتاد. پس از طی دوران نقاهت، تشریفات عقد و ازدواج در نهایت سادگی در ۲۳ بهمن برگزار شد.

بعد از چند سال موضوع بچه‌دار شـدن آنها بسیار جدی در دربار مطرح شد و ملکه مادر مرتباً این مطلب را با پسرش در میان می‌گذاشت. شاه در مهر ۱۳۳۳ با پرنسس ثریا به آمریکا رفت و در آنجا آزمایش‌های دقیق پزشکی انجام پذیرفت و در مورد او هیچ چیز غیرطبیعی دیده نشد و سرپرست هیات پزشکی اعلام کردند شما هر دو در کمال سلامت هستید و فقط باید صبر کنید. چند سال بعد نیز روزولت یک پزشک متخصص آمریکایی برای انجام آزمایش‌های لازم از ثریا، به تهران فرستاد. پزشک مذکور نیز هیچ دلیلی برای حامله نشدن وی نیافت.

جداشدن محمدرضا از ثریا

شاه از ثریا خواست تا به سن مورتیز برود و روز ۲۴ بهمن ۱۳۳۶ با تشریفات رسمی تهران را ترک گفت و بعد از آن دیگر هیچ وقت به ایران باز نگشت. در روز ۲۴ اسفند ۱۳۳۶ از وی جدا شد و طلاق او از طریق مجلس شورای ملی اعلام گردید.

شاه نیز متنی به این عنوان تهیه کرد و با ابراز کمال تأسف وتألم و با تذکر اینکه ملکه ثریا پهلوی در تمام مدت همسری شاهنشاه از هیچ گونه خدمت و عطوفت و خیرخواهی نسبت به ملت ایران خودداری نفرموده و از هر حیث شایستگی مقام شامخ خود را داشته‌اند و در این مورد نیز با کمال علاقه و محبتی که فی‌مابین وجود دارد، آمادگی خود را برای قبول هر نوع تصمیمی که از طرف ذات شاهانه اتخاذ شود اعلام فرمودند. با اظهار نظر هیأت مشورتی، موافقت و با صرف نظر از احساسات شخصی خود در برابر مصالح عالیه مهمی تصمیم خویش را به جدایی اتخاذ فرمودند.

مرگ

ثریا اسفندیاری در ۴ آبان ۱۳۸۰ در سن ۶۹ سالگی بر اثر سکته مغزی در پاریس درگذشت. مراسم تشیع جنازهٔ وی در کلیسایی آمریکایی در پاریس برگزار شد. در این مراسم اشرف پهلوی و غلامرضا پهلوی نیز حضور داشتند. ثریا را در قبرستانی در مونیخ آلمان دفن کردند.

ثریااز همسر امریکایی خود دختری دارد به نام فیروزه. برادر کوچک‌ترش بیژن (۱۳۸۰ - ۱۳۱۶) نیز یک هفته پس از فوت ثریا درگذشت. وی گفته بود: «بعد از او، من هم صحبتی ندارم.» خواهر کوچک او نیز در پاریس سکونت دارد .


۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

ملکه‌های ایران/فوزیه

محمدرضا پهلوی ولیعهد ایران و فوزیه بنت فواد شاهزاده مصری در سال ۱۳۱۷ با هم ازدواج کردند. این ازدواج در نهایت مدتی پس از به سلطنت رسیدن محمدرضا شاه به طلاق می‌انجامد.
در سال ۱۳۱۷ مسئله ازدواج محمدرضا پهلوی و فوزیه بنت فواد مطرح گردید. او زیبایی چشمگیری داشت که حتی نظر هالیوود را نیز به خود جلب کرده بود.خانواده اش ترکیبی از نژادهای مصری، آلبانیایی و فرانسوی بودو مهمتر از همه، خانواده او نیز همچون پهلوی‌ها به انگلستان وامدار بود.فوزیه و محمدرضا سه سال قبل ملاقاتی کاملا تصادفی و بسیار کوتاه در سوئیسداشتند.
بزرگترین مشکل برای این ازدواج، اصل سی و هفتم متمم قانون اساسی ایران بود که بر اساس آن مادر ولیعهد الزاما باید ایرانی الاصل می‌بود. مجلس در اقدامی بی سابقه نه تنها به فوزیه تابعیت ایران داد، بلکه او را ایرانی الاصل نامید.

مراسم خواستگاری بلافاصله توسط نمایندگان ویژه پیگیری شد و محمدرضا برای اجرای مراسم عقد کنان به مصر رفت. کاخ قبه برای اقامت او وهمراهان در نظر گرفته شد. محمدرضا به همراه فوزیه،نازلی (مادر زنش) و هیات همراه در فروردین ماه ۱۳۱۸ به تهران بازگشت. اقامت کوتاه خانواده فوزیه در تهران موجب بروز چالشهایی با رضاشاه شد.

در تاریخ ۱۵ مارس ۱۹۳۹ میلادی، محمدرضا پهلوی با شاه‌دخت فوزیه فؤاد، در کاخ عابدین ازدواج کرد. پس از ازدواج، رابطه رضاشاه با عروسش بسیار خوب بود. به طوری که بجز در سفر، هیچگاه بدون حضور وی نهار خانوادگی نخورد.شمس نیززیاد مراعات فوزیه را می‌کرد. ولی رابطهاشرف با عروس جدید چندان دوستانه نبود.

فوزیه به فعالیتهای اجتماعی چندان علاقه‌ای نداشت. روابط او نیز منحصر به میهمانی‌های پر تکلف درباری بود. تنها میهمانانی که مرتبا به دعوت فوزیه به کاخ می‌آمدند، سفیر مصر و همسرش بودند. اولین فرزند محمدرضا برخلاف توقعات، دختر شد و نام او را شهناز پهلوی (بعدها همسر اردشیر زاهدی) گذاشتند.

با درگذشت رضاشاه در آفریقای جنوبی، جسد وی از مسیر مصر به تهران آمد. جنازه برای مدتی(تا زمان آماده شدن آرامگاه شاه عبدالعظیم) در مسجد رفاعی به امانت گزارده شد. در این مدت شمشیر جواهر نشان و مدالهای وی به سرقت رفت. همه مطلع بودند که ملک فاروق به چنین چیزهایی برای تکمیل کلکسیونهای شخصی اش نیاز و علاقه فراوانی دارد. این ماجرا و رابطه عاشقانه اشرف با یکی از مخالفان رژیم خدیوی مصر، نقطه آغاز درگیریهای لفظی، توهین‌ها و تحقیرها به فوزیه بود.فوزیه ظاهرا برای استراحت و تمدد اعصاب به مصر رفت و دیگر هیچگاه بازنگشت. محمدرضا به طور غیابی وی را طلاق داد.

متن نامه درخواست طلاق فوزیه

همسر عزیزم

از عالیجناب سفیر مصر در ایران شنیدم که شما مایل هستید مستقیما از طرف من بشنوید که مایل به پایان دادن به زندگی زناشوئی خود هستم… در حقیقت من چنین تصمیمی را گرفته‌ام و به سفیر شما در مصر اطلاع داده‌ام و این یادداشت تاکیدی است بر این تصمیم نهایی من…

ازدواج ما ، برای اعلیحضرت و من ، آن سعادتی را که حق هر دوی ماست ، به ارمغان نیاورد و بعد از تفکر زیاد به این نتیجه رسیدم که تنها طلاق است که می‌تواند سعادت ما را به صورت جداگانه تامین کند. از شما درخواست می‌کنم موافقت کنید نقطه پایانی را به این وضع که ادامه بیشتر آن امکان ندارد، بگذاریم. من می‌دانم که طلاق برای هر دوی ما دردآور است ولی ما باید در راه کشورهای خود فداکاری کنیم. اعلی حضرت می‌توانند همیشه در انتظار دوستی صادقانه اینجانب باشند. از درگاه خداوند خواهان سعادت آن اعلی حضرت و رفاه کشورتان هستم.
امضاء : فوزیه احمد فواد

متن اعلام طلاق از طرف شاه

متن اعلام طلاق از دربار ایران که شاه خود شخصاً از رادیو برای ملتش خواند :

سه سال پیش علیا حضرت ملکه فوزیه بنا به دلایل پزشکی ایران را ترک گفتند و اخیرا تقاضای طلاق کرده‌اند ، زیرا اقامت معظم لها در تهران برایشان از نظر سلامت جسمانی مضر است. در اجابت به این درخواست ، ما محمدرضا پهلوی شاهنشاه ایران طلاق خود را از همسرم علیاحضرت فوزیه اعلام می‌کنیم… این طلاق در روابط ایران و مصر اثری نخواهد داشت ، بلکه این روابط بهتر از گذشته خواهد بود.